شخص با انصاف، ياران و دوستان بسياري دارد . [امام علي عليه السلام]
1000AMOZESH

منظور واقعي خانم ها از آنچه که به زبان مي آورند


به شما مي گويد که براي مهماني شام همراهيتان مي کند، و به نظر مي رسد که واقعاً علاقه مند به اين کار است. بعداً براي اينکه او را مجبور به اين کار کرده ايد عصباني مي شود. اين به نظرتان آشنا نبود؟


مردها و زنها موجوداتي کاملاً متفاوت هستند. مردها معمولاً رک و راست هستند، اما به نظر نمي آيد که زن ها آنقدرها هم مستقيم باشند. شما هيچوقت نمي توانيد بفهميد که منظور و مقصود واقعيشان چيست و در دلشان چه مي گذرد.


اما نا اميد نشويد. در اينجا مي خواهيم شما را با منظور واقعي خانم ها آشنا کنيم.



در جواب به دعوت دوستي شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مي گويد: "نمي خواهم دوستيمان را خراب کنم."


منظورش اين است که: "از تو به عنوان يک دوست پسر خوشم نمي آيد و اينقدرها برايم جذاب نيستي که با تو بيرون بروم، اما به عنوان دوستي معمولي قبولت دارم."


چرا اين کار را مي کند: احتمالاً مي خواهد دوستي عاديش را با شما حفظ کند و نمي خواهد که با گفتن بي علاقگيش به شما احساساتتان را جريحه دار کند.


شما چه بايد بکنيد: آن را به خود نگيريد. او فقط به اندازه ي شما بهتان علاقه ندارد. سعي کنيد دوستي نرمالتان را با او ادامه دهيد.



مي گويد: " الان سرم از نظر کاري خيلي شلوغ است."


منظورش اين است که: دوست ندارم تو را هم جزئي از برنامه ي روزانه ام قرار دهم.


چرا اين کار را مي کند: مي خواهد به راحت ترين شيوه شرتان را از سرش کم کند. به جاي اينکه با بي ادبي اين کار را بکند، طوري حرف مي زند که خودتان موضوع را بگيريد.


شما چه بايد بکنيد: اگر زني يک مرد را دوست داشته باشد، هميشه مي تواند برايش وقت پيدا کند. هر چقدر هم که برنامه ي کاريش سنگين باشد. پس خودتان را گول نزنيد که ممکن است اين وضعيت تغيير کند. دنبال کار خودتان برويد.




مي گويد: "آيا در حال حاضر با کسي رابطه داري؟"


منظورش اين است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.


چرا اين کار را مي کند: مي خواهد بداند که وقتش را براي مردي که کس ديگري را زير سر دارد تلف نمي کند.


شما چه بايد بکنيد: صادقانه به او جواب دهيد و بعد منتظر عکس العملش شويد.


هنگام قرار ملاقات
ـــــــــــــــــــــــــــــ


مي گويد: "آيا واقعا مي خواهي به آن رستوران/سينما/مهماني بروي؟"


منظورش اين است که: من آنجا را دوست ندارم.


چرا اين کار را مي کند: نمي خواهد به آنجا برود ولي نمي خواهد سمج و لجباز هم به نظر بيايد. اميدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه ديگري بريزيد.


شما چه بايد بکنيد: اگر واقعاً دوست داريد که به آن مکان برويد، سرسختي کنيد. در غير اينصورت مجبور خواهيد بود که براي خوشحال کردن او از تصميم خود منصرف شويد. اما هميشه اين را به ياد داشته باشيد که زماني او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نيز خوشحالش کرده باشيد.




مي گويد: "تو رابطه ي خيلي خوبي با بچه ها داري، آنها هم تو را خيلي دوست دارند."


منظورش اين است که: دوست دارم بچه اي از تو داشته باشم و مي خواهم نظر تو را هم بدانم.


چرا اين کار را مي کند: مي خواهد غير مستقيم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جويا شود بدون اينکه شما را عصباني کند.


شما چه بايد بکنيد: عصباني نشويد. او احتمالاً منظورش آينده ي خيلي دور است. اما اگر فکر مي کنيد که هيچوقت قصد بچه دار شدن نداريد، بهتر است همان موقع آن را با او در ميان بگذاريد.



مي گويد: "اين رابطه به کجا مي رود؟"

منظورش اين است که: دوست دارم به رابطه مان حالت جدي تري بدهيم.


چرا اين کار را مي کند: دوست دارد اين شما باشيد که پيشنهاد جدي کردن رابطه تان را مي دهيد.


شما چه بايد بکنيد: اين به نظر شما در مورد آينده ي رابطه تان بستگي دارد. اگر علاقه مند هستيد، چنين پيشنهادي بدهيد. اما اگر نمي خواهيد، به او بگوييد که دوستش داريد اما الان زمان اين کار نيست.




مي گويد: "من احساس نزديکي زيادي به تو مي کنم. تو مرا خوب مي شناسي."

منظورش اين است که: احساس علاقه مندي مي کند و مي خواهد که به شما بگويد دوستتان دارد اما نمي خواهد او اول اين حرف را زده باشد.


چرا اين کار را مي کند: براي کسي دفعه ي اول گفتن جمله ي "دوستت دارم" بسيار دشوار است. آسان تر است که کمي به اين مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شويد.


شما چه بايد بکنيد: اگر واقعا دوستش نداريد تحت هيچ شرايطي اين جمله را به زبان نياوريد. اما اگر دوستش دارد، به او بگوييد. اما به ياد داشته باشيد که هيچوقت دروغ نگوييد.




مي گويد: "احساس مي کنم که رابطه ي ما دچار يکنواختي شده است."

منظورش اين است که: مي خواهم که تو کمي رمانتيک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهي من را غافلگير کني. مي خواهم توجه بيشتري به نيازهاي من داشته باشي.


چرا اين کار را مي کند: او نمي خواهد احساساتتان را جريحه دار کند و بگويد که شما باعث اين يکنواختي شده ايد.


شما چه بايد بکنيد: نيازي نيست که شخصيتتان را به کل تغيير دهيد، اما اگر کمي هم در رابطه تان تغييراتي دهيد مطمئناً صدمه اي نمي خوريد. سعي کنيد ناراحتي هاي او را از بين برده و کمي غافلگيرش کنيد.

مي گويد: "مردي در محل کارم گاهي به من خيره ميشود."

منظورش اين است که: باعث حسوديت مي شود؟


چرا اين کار را مي کند: مي خواهد به شما بفهماند که مردان ديگر هم هستند که به او بسيار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اينکه با او هستيد افتخار کنيد.


شما چه بايد بکنيد: آنطور که او مي خواهد عکس العمل نشان ندهيد. عصباني نشده و حسودي هم نکنيد. در عوض کمي تحسينش کنيد، مطمئناً استقبال خواهد کرد.




مي گويد: "آيا تو با مادرت راه مي آيي؟"

منظورش اين است که: آيا مرد خانواده دوستي هستي؟


چرا اين کار را مي کند: مردي که مي تواند با مادرش راه بيايد و رابطه ي خوبي با او دارد، فرد وفادارتر، احساسي تر و علاقه مند تر است.


شما چه بايد بکنيد: در مورد رابطه ي خودتان با مادرتان با او صحبت کنيد. و به او اطمينان دهيد که رابطه ي خوبي با او داريد.


هنگام جدايي
ـــــــــــــــــــــ


مي گويد: "الان آمادگي متعهد شدن براي يک رابطه را ندارم."


منظورش اين است که: نمي خواهم به تو تعهدي داشته باشم، هيچوقت هم نميخواهم.


چرا اين کار را مي کند: اين کار را مي کند تا کمي از ناراحت کنندگي جريان کم کند.


شما چه بايد بکنيد: تا زماني که آمادگي لازم براي رابطه با شما را پيدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخيد.



مي گويد: "فکر مي کنم ما مي توانيم دوستاني معمولي باقي بمانيم."

منظورش اين است که: مي خواهم تو را کم کم از زندگيم خارج کنم.


چرا اين کار را مي کند: به نظرش مي رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگيش بهتر باشد از اينکه يکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شايد هم مي خواهد شما را در آب نمک بخواباند.


شما چه بايد بکنيد: اگر دوست داريد، دوست او باقي بمانيد. اما اجازه ندهيد که شما را توي آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشيد که به اين دليل است که کس ديگري را پيدا نکرده است.




ببينيد چه در دل خانم هاست....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان ديگر مي دانيد که حرف هاي خانم ها چقدر با منظور اصليشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها براي حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده مي کنند و هيچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بيان نمي کنند. نمي گويم کاري که او ميکند اشتباه است يا کار شما، و کداميک بهتر است. فقط مي گويم که زن ها و مردها براي بيان احساساتشان راه هاي مختلف و متفاوتي دارند. سعي کرديم در اينجا کمي شما را با آنچه در دل خانم ها مي گذرد آشنا کنيم.


منبع:مردمان



جواد ذاکري ::: چهارشنبه 25/2/1387::: ساعت 10:28 صبح

مي خواهم ايدز نگيرم چکارکنم ؟


هر روز تعداد بسيار زيادي نظر و پيام از طرف بازديدکنندگان در رابطه با چگونگي پيشگيري از بارداري داريم که اکثرا دختر هستند همه اين افراد که ارتباط جنسي بدون استفاده از وسايل پيشگيري داشته اند نگران بارداري خود هستند ولي هيچکدام نگران اين نيستند که ممکن است دچار ايدز شوند . حتي اين افراد نگران بيماريهاي مقاربتي نيستند . در مطلبي که در ادامه اين صفحه مي آيد هدف ما آشنا سازي نوجوانان و جوانان با ايدز است .



آنچه که ما در مورد ايدز مي دانيم:


ما ميدانيم : ويروس ايدز چيست و چگونه منتقل مي شود.
ما ميدانيم: براي پيشگيري چه بايد کرد .
ما ميدانيم: چگونه رد يابي و شناسايي اين ويروس را آنجام دهيم .
ماميدانيم : چگونه از افراد آلوده حمايت و پشتيباني کنيم.
ما ميدانيم: دارو هاي موجود ، موجب کاهش روندگسترش سريع اين بيماري ميشود و تنها نقش کنترل را داردولي ما هنوز نمي دانيم درمان نهايي و قطعي اين بيماري چيست ؟


قدم اول : عامل ويروس ايدز چيست؟ و چه عملکردي دارد؟


ويروس عامل بيماري اچ.آي وي است که به محض ورود به اورگانيسم بدن اين ويروس به گلبولهاي سفيد که نقش دفاعي بدن را بازي ميکنند و ما را در برابر بيماري ها حفاظت ميکنند , حمله مي کنند و بسيار سريع شروع به زياد شدن مي کنند و کم کم تمامي نيرو و استقامت بدن را از بين مي برند به طوري که بيمار شايد تنها از يک بيماري ساده مانند سرما خوردگي بميرد بنابرين خود ويروس به تنهايي موجب مرگ بيمار نمي شود بلکه با ناتوان کردن سيستم دفاعي فرد آلوده موحب مرگ مي شود
ولي بايد اين را خاطر نشان کنيم که اين ويروس بسيار ضعيف بوده و تنها در شرايط خاصي قادر به حيات است ولي واي به زماني که ويروس وارد بدن انسان شود آن موقع تبديل به هيولايي غير قابل مهار خواهد شد که ميزبان خود را طي مدتي (بستگي به پيشرفت بيماري و مصرف داروهاي بيشگيري کننده از زياد شدن ويروس دارد) از پاي در خواهد آورد .



قدم دوم: تحولات عفونتي توسط ويروس



پس از آلوده شدن فرد توسط ويروس ايدز مي تواند سالها بدون علايم بيماري سپري شود و در طول اين مدت بيماري بروز نکند اما بعد از اينکه متوجه شديم آلوده به ويروس هستيم بسيار مهم و با اهميت است که توسط يک متخصص و يا يک پزشک تحت نظر قرار بگيريم و از داروهاي بخصوصي استفاده کنيم .



در واقع ما امروزه درمان نهايي ايدز را نمي دانيم دارو ها تنها پيشرفت بيماري را بسيار کند مي کنند و با قطع کردن دارو بيماري خودش را دوباره نشان خواهد داد و شروع به پيشروي سريع و حمله خواهد کرد


بعد از اينکه ما به اين بيماري مبتلا شديم ! در صورتي رعايت اصول پيشگيري را انجام ندهيم مي توانيم ويروس را به ديگران منتقل کنيم .! انتقال مي تواند همان موقعيت را براي فرد ديگري ايجاد کند حتي اگر شخص بيمار نشانه اي از بيماري نداشته باشد .


قدم سوم : راههاي انتقال بيماري ويروس ايدز ميتواند در مدت يک رابطه حنسي بدون محافظت (ابزار هاي کنترل مانند کاندوم )و يا از طريق خون يک شخص آلوده منتقل شود.



?) در مدت يک رابطه حنسي بدون کاندوم :


يک مرد آلوده به ويروس مي تواند بيماري را به زن منتقل کند . يک زن آلوده به ويروس مي تواند بيماري را به يک مرد منتقل کنديک مرد آلوده به ويروس مي تواند بيماري را به يک مرد منتقل کند.


?)در مدت استفاده از يک سرنگ و يا يک سوزن که قبلا توسط يک شخص آلوده استفاده شده .


وسيله اي است براي اتنقال خون آلوده بر جاي مانده در سرنگ يا سوزن به شخص ديگر و ما در صورت استفاده از يان سرنگ آلوده به ويروس مي شويم .حتي تمام ابزارهاي برنده(چاقو تيغ …..) که موحب جراحت و تماس با خون آلوده مي شود وسيله اي هستند براي انتقال بيماري به افراد ديگر !


?)ويروس ميتواند از طريق مادر الوده به فرزند منتقل شود در دوران حاملهگي ويا شير دادن نوزاد يا زايمان



بنابرين راههاي انتهال محدود و قابل کنترل است


?) آيا در يک محيط کاري با شخص الوده به ايدز احتمال سرايت وحود دارد ؟


در يک محيط کاري مانند اداره و يا در بخشهاي مختلف اجتماع کارهاي روزانه اي همچون دست دادن يا روبوسي کردن و يا در آغوش گرفتن و يا از نزديک حرف زدن …….. موحب انتقال نمي شود بنابرين رفتار ما با شخص آلوده بايد همحون يک فرد سالم باشد


?) ايا استخر رفتن با شخص الوده به ايدز خطري براي سايرين ندارد؟


ويروس در بدن شخص آلوده با رابطه جنسي و يا انتقال مادر به جنين و نوزاد و يا انتقال از سرنگ آلوده و فراورده هاي خوني و يا تماس با خون فرد آلوده با داشتن زخم در بدن خود که خون فرد آلوده به روي زخم ما بريزد و يا استفاده از تيغ و وسايل آرايشي داراي نوک تيز و برنده قابل انتال است . پس نگراني نداشته باشيد و راحت با دوستتان به استخر برويد

?)آيا همسر شخص آلوده به ايدز با خوابيدن در يک مکان و در يک محيط مشترک در خطر اين بيماري نيست؟


همسر ان فرد آلوده به ايدز تنها بايد در مسايل حنسي و موارد گفته شده در بالا دقت مضاعفي انحام دهتد چرا که اين خطر بيشتر آنها را تحديد مي کند با استفاده از کاندوم اين ريسک بسيار کاهش مي يابد و در ساير موارد خطري وحود ندارد تنها استفاده از کاندوم نبايد فراموش شود حتي براي يک بار !!


?)آيا حشرات مانند پشه اين بيماري را منتقل مي کند ؟


خوشبختانه حشره به خاطر مکيدن هيچگاه خون را به بدن فرد ديگر وارد نمي کند تنها خون را مي مکد تاکنون موردي از انتقال بيماري بوسيله پشه گزارش نشده است.


?) آيا در سلماني ها و آرايشگاه ها احتمال انتقال ايدز از فرد آلوده به شخص سالم وجود دارد؟


متاسفانه خطر انتقال ويروس ايدز در اين مکانها در صورت رعايت نکردن نکات بهداشتي بسيار زياد است به همين خاطرلازم است هر فرد براي خود لوازم شخصي جهت آرايش مو داشته باشد داشته باشد و در هر مراجعه با خود به آرايشگاه ببرد .و اگر در آرايشگاهي متوحه شديد که آرايشگر وسايلي مانند تيغ يا شانه يا قيحي را استريل نمي کند انجام اين اعمال بهداشتي را به او آموزش بدهيد . و اگر ديديد آن فرد بدون احساس مسيوليت به کارش به شکل گذشته ادامه مي دهد در اولين فرصت مرکز بهداشت را در حريان اين امر قرار دهيد ولي به خاطر بسباريد به آرايشگاهي برويد که اطمينان کافي به رعايت نکات بهداشتي را انحام مي دهد .


?) در صورت جراحت يک شخص آلوده حه بايد انحام دهيم؟



در قدم اول فراموش نکنيد که او هم انسان است و به کمک شما احتياج دارد پس بايد به او کمک کنيد جراحت او براي شما مشکلي نخواهد داشت در صورت داشتن زخم و يا جراحتي در دست يا بدن خود شما بهتر است از دستکش استفاده کنيد و بعد با خيال راحت به پانسمان و برطرف کردن زخم او بپردازيد

?) آيا بيماري از طريق راههايي همچون روبوسي . دست دادن . عطسه کردن . صحبت کردن از نزديک . و يا از طريق تلفن عمومي قابل انتقال است
خير . در رفتار هاي عادي و روز مره خطري وجود ندارد


?) آيا استخر . دستشويي هاي عمومي و يا استفاده از حمام شخص آلوده موحب انتقال بيماري مي شود؟
خير تنها از طريق انتقال خون و ساير موارد قابل انتقال است

?) آيا اين بيماري از طريق يک ظرف غذاي مشترک و يا يک فنجان مشترک و يا وسايل شخصي قابل انتقال است؟


ظرف مشترک و فنحان مشترک خير ولي وسايل مشترک مانند مسواک و برس احتمال انتفال بيماري وجود دارد چرا که گاهي به علت بيماري در دهان احتمال خونريزي وحود دارد و يا به علت نوک تيز برس و يا شانه ممکن است موجب جراحت پوست شده و مقدار کمي خون بيايد و همين مقدار اندک براي انتقال بيماري کافي خواهد بود .



بنابرين بهترين کار استفاده از لوازم شخصي خودمان است



جواد ذاکري ::: چهارشنبه 25/2/1387::: ساعت 10:27 صبح

همه ما در ذهن خود براي انتخاب خانم و يا آقاي مورد علاقه خود معيارهاي بسيار زيادي داريم. گاهي اوقات اين ايده آل گرايي ها آنقدر ادامه پيدا مي کنند که شکل خيال پردازي به خود مي گيرند و گاهي اصلاً خودمان هم متوجه نمي شويم که معيارهايي براي انتخاب همسر داريم. به هر حال اشکالي ندارد. اگر شما با معيارهاي شخص ديگري همخواني داشته باشيد او به راحتي عاشق شما مي شود. به همين سادگي؛


البته همواره بايد در نظر داشته باشيد که در اکثر موارد مردم عاشق کساني مي شوند که هم تيپ خودشان نيستند و نهايتاً با آنها ازدواج کرده و زندگي خوبي را تشکيل ميدهند. زمانيکه شخص، زوج خيالي خود را پيدا مي کند و بدون اينکه نسبت به او احساسي داشته باشد، با او ازدواج کند، شايد بتوان گفت که در جستجوي خود موفق بوده، اما نمي توان ادعا کرد که زندگي خوبي انتظار او را مي کشد.


خيلي راحت مي توانيد متوجه شويد که زوج ايده آل شخص مقابل هستيد يا خير. چگونه؟ فقط با گفتن اين مورد که هم تيپشان نيستيد شروع کنيد به اذيت کردن آنها، بعد منتظر واکنش آنها باشيد.


زمانبندي مهم است. اگر قرار است آنها از شما تقاضاي بيرون رفتن کنند، بهتر است پيش از اعلام موافقت، اين سؤال را مطرح کنيد و اگر قرار است شما از آنها تقاضاي بيرون رفتن کنيد، اين کار را پس از ابراز موافقت از سوي شخص مقابل انجام دهيد.


اگر شما مو مشکي هستيد، ميتوانيد بگوييد: "حقيقت اينجاست که من تعجب ميکنم چرا مي خواهي با من قرار ملاقات بگذاري، شنيده بودم که تو از موبورها خوشت مي آيد." ( و اگر خودتان بلوند هستيد بگوييد: "چهره هاي گندمي و مو مشکي" و اگر طرف مقابل خانم بود، بگوييد: " قد بلند، مو مشکي، و خوش تيپ") فقط کافي است با يک لحن آرام و استهزاء آميز تيپ مخالف خودتان را تشريح کنيد.


اگر شما تيپ مورد علاقه آنها باشيد، به سرعت در مقابل اين حرف شما واکنش نشان مي دهند و مي گويند: "نه، حقيقت ندارد! اين حرف را کجا و از چه کسي شنيدي؟"


اگر هم تيپ مورد علاقه شان نباشيد، با شنيدن اين پرسش دست و پايشان را گم کرده، شروع مي کنند به من من کردن و به دنبال چيزي براي گفتن مي گردند.


البته اگر خانم يا آقاي مورد نظر لبخند بزند، به بالا و پايين نگاهي بيندازد دست هايش را به دور شما حلقه کند و بگويد: "عزيزم، من قدي به بلندي تو و موهايي به سياهي موهاي تو دوست مي دارم" اين شخص يک فرد چرب زبان است و مي خواهد شما را مانند موم در دست هايش بگيرد.


شايد دست هاي او در ابتدا براي شما کمي وسوسه کننده باشد اما من اينجا هستم تا اجازه ندهم شما به اين دام گرفتار شويد. اين فرد چرب زبان به طور حتم " گذشته"اي به دنبال خود دارد. بهتر است گذشته اش را بررسي کنيد. به عنوان مثال شما يک مو مشکي با قد نسبتاً کوتاهي هستيد و نامزدهاي قبلي آقا براي 5 سال گذشته همه، دختر هاي مو بلوند و قد بلند بوده و شما مي توانيد مطمئن باشيد که فقط براي "تغيير ذائقه" اينجا هستيد. اين چيزي نيست که شما انتظارش را داريد.


مطمئناً شما مي توانيد با مقوله "تيپ" مقابله کرده و پيروز شويد. وقتي که اين کار را انجام داديد و هر دوي شما تصميم گرفتيد که با يکديگر ازدواج کنيد، بايد به خاطر داشته باشيد که تا آخر عمر بايد با اين روياي تحقق نيافته زندگي کنيد. قسمتي از وجود او هميشه مو بلوندي قد بلند را مي خواهد که به او نرسيده. شايد شما در کنارش نباشيد و چشم هاي او به دنبال کسي بگردد که در روياهايش وجود دارد. هميشه نگران هستيد که مبادا يک روز اين اتفاق بيفتد و او شريک روياهايش را پيدا کرده و شما را ترک کند.


البته نميتوان ادعا کرد که هميشه مي توان تيپ مورد نظر افراد مختلف را شناسايي کرد و يا حتي اظهار داشت که اصلاً تيپ خاصي را مد نظر دارند يا خير. اما ارزشش را دارد که براي يافتن حقيقت تلاش کنيد چرا که بهترين و آسان ترين رابطه رمانتيک زماني شکل مي گيرد که هر يک از شما روياهاي ديگري را به حقيقت برسانيد. در اين صورت هيچ کس دچار حس خيانت نخواهد شد – و هيچ گاه به خودشان اجازه نميدهند که به خاطر عملي کردن روياهايشان به شما خيانت کنند.



جواد ذاکري ::: چهارشنبه 25/2/1387::: ساعت 10:26 صبح

بايد گفت که در افراد مختلف فرق مي کند. اگر لازم شود که مقياس و قاعده اي بيان کنيم بايد چنين بگوئيم: چه شما و چه زنتان فقط بايد وقتي عمل جنسي انجام دهيد که احساس کنيد به آن احتياج داريد و از آن لذت خواهيد برد.
مرد اگر رابطه جنسي را طوري تنظيم کند که هر وقت زن ارزو کند، او با ميل و علاقه بتواند انجام دهد خيلي بهتر خواهد بود. والا اگر فقط درمواردي که خودش آرزو مي کند عمل انجام دهد و در مواردي که زن اظهار تمايل مي کند، خودداري کند و يا با بي ميلي عمل کند، فوائد روحي و جسمي رابطه جنسي از ميان مي رود.
البته گاهي پس از اينکه مدتي از هم دور بوده اند، اگر به فاصله هاي کوتاهي چند بار عمل جنسي انجام دهند براي هر دويشان لذت بخش است و مانعي ندارد. خلاصه رابطه جنسي چيزي است که بايد زن و شوهر به تناسب تمايلاتشان آنرا تنظيم کنند.
بکوشيد که در هنر عشق متخصص شويد ولي در اثناي اين کوشش سرمايه مردي شانرا نيز افزايش دهيد. روح نيز مانند جسم احتياج به ديسيپلين و غذاهاي فراوان دارد.
چه روح و چه جسم اگر فقط يک نوع غذا بخورد نمي تواند به قدر کافي رشد کند. هيچ زني فقط اظهار قدرت جنسي را براي مرد کافي نمي شمارد. گذشته از آن متمرکز کردن تمام نيرو و انرژي فقط در يک نقطه روح را بي حاصل مي سازد و وجود را دچار فساد مي کند. فقط در فکر قدرت جنسي بودن و از ساير مسائل صرفنظر کردن، مثل اينست که يک چرخ تنها فقط روي يک خط مستقيم راه برود، و اغلب بيماريهاي روحي از اينجا سرچشمه مي گيرد. غذاهاي روح، هر قدر که متنوع تر باشد منبع نيروي روحي مانبي پايانتر مي شود افق فکري مان بازتر مي گردد و شانس ناتوان شدنمان بيشتر و توانائي و جذبه همسري مان زيادتر مي گردد.
جسم نيز براي خود حقوقي دارد. بنا کردن روح به قيمت تضييع جسم امکان ندارد. گذشته از آن اگر روح کورکورانه تحريک شود جسم خسته مي گردد و حال آنکه نيروي انسان بسته به موازنه موجود بين روح و جسم است. ممکن است فردي از لحاظ فکر به درجات فوق العاده اي برسد ولي وقتي که جسم او ناتوان بود، چه فايده اي دارد؟
«ناپلئون» در يکي از حساسترين روزهاي زندگيش از درد مرضي بخود مي پيچيد و او آنروز گفت: «انسان براي اينکه ژنرال خوبي شود بايد سالم باشد». صحت و سلامت در عين حال يکي از شرائط اساسي زندگاني جنسي موفقيت آميز است. مردي که از لحاظ جسم و روح سالم باشد اشکالات جنسي را که گهگاه روبرو مي شود به آساني مي تواند رفع کند.
براي اينکه جسم و روح بتواند چه اشکالات جنسي و چه اشکالات روحي را به آساني شکست دهد بايد گذشته از کار و کوشش، بازي و تفريح نيز داشته باشد.
حتي اگر جسممان تاب تحمل داشته باشد، صرف تمام نيرومان براي کار و کوشش کار عاقلانه اي نيست. هيچ ماشيني تاب چنين معامله اي را نمي تواند داشته باشد و بدن ايشان نيز که ماشيني بسيار حساس و ظريفي است اگر با دقت و مواظبت بکار نرود، چگونه مي تواند بکار خود ادامه دهد، فقط با دقت و مواظبت در طرز کار آنست که مي توانيم انرژي مان را جمع کنيم و با راحتي، نشاط و شوق بکارمان ادامه دهيم و سرمايه ذخيره شده اي از نيروي جسمي و روحي داشته باشيم که در موارد فوق العاده بتوانيم به مصرف برسانيم. پس از روح و جسم سالم، انتخاب همسر نيز در حفظ قدرت، اهميت فوق العاده اي دارد. و بايد گفت که در ناتوان شدن نيز نقش مهمي دارد. اگر عشق يگانه سبب هر رابطه جنسي و يگانه عامل ادامه زندگي زناشوئي بود چنين حوادث ناتواني چندان زياد پيش نمي آمد و حال آنکه اغلب ازدواجهاي کنوني نتيجه يک سري عوامل اجتماعي و اقتصادي و خرج از محيط عشق مي باشد. در اينجا بايد بگوئيم که امروزه هنر عشق عبارت از همان هنر راضي نگاهداشتن زن است. هر چند که امروز موفقيت در آن چندان کار آساني نيست.
خارج از رابطه جنسي نيز مسائل ديگري وجود دارد که اهمال در آنها بين زن و شوهر، سردي و بدبختي بوجود مي آورد يک شوهر بجاي اينکه مثل بچه چهارساله اي اخمهايش را درهم کند و بنشيند بهتر ات براي رفع اشکالات و توليد توافق بين خود و زنش بکوشد. بايد به ساختمان مزاجي و روحي زنش اشنا باشد و درباره اختلاف ذوق و سليقه هائي که با هم دارند گذشت به خرج دهد.
اگر آنها اين حساب را بکنند که هر شخصي حق استفاده از آزادي را دارد و داشتن نقصها و نقاط ضعفي براي هر کس طبيعي است و همچنين اگر هر دو نسبت بهم احترام متقابل داشته باشند زندگاني شان پرحاصل تر مي شود و از نعمت هاي زندگاني زناشوئي بيشتر بهره مند مي شوند


جواد ذاکري ::: يکشنبه 22/2/1387::: ساعت 4:46 عصر

براي ارائه تعريف اصولي از کمبود ميل جنسي، مي بايست به عوامل و جنبه هاي گوناگوني از جمله شخصيت، انگيزه، انتظارات و بالاخره مختصات و نحوه تکوين تجرب جنسي توجه کرد.
آنچه براي يک فرد به عنوان ناتواني ناشي از بي ميلي تعريف مي شود ممکن است زندگي طبيعي جنسي ديگري باشد.
اصولا فعاليت جنسي در انسان قبل از اين که تنها يک واقعه فيزيکي و مادي باشد هويت خاصي داشته و در ارتباط با خصوصيات فردي هر شخصي قرار مي گيرد. چه کسي مي تواند ناهي تاثير به سزايي که مذهب، اعتقادات قومي- اقليمي و تاريخي بر ميل جنسي و کسب رضايت ناشي از آن دارد، باشد. قلمداد کردن رفتار خاص فردي که في المثل به دليل تحريمات ناشي از اعتقادات مذهبي بهانجام فعاليت جنسي ميل و رغبتي نشان نمي دهد، به «ناتواني» امري ساده انديشانه و گمراه کننده است.
در کند و کاش هاي روحي بيماران مبتلا به «ناتواني ناشي از کمبود ميل جنسي» گاه علت مشخصي را نمي توان يافت؛ گو اين که خصومت هاي ناشي از عدم تفاهم ين زوجين يا مسائل حاشيه اي در زندگي مشترک علت ماجرا هستند.
اصولا براي حضور وجود ميل مطلوب جنسي، عوامل گوناگوني مي بايست نقش آفريني کنند. اهم اين عوامل شامل انگيزه هاي زيستي، علو شخصيت، تجارب مثبت، وجود زمينه هاي مهيا و بالاخره ارتباط تفاهم غيرجنسي در زندگي مشترک هستند. اختلال در هر يک از اين عوامل، طبيعي است که سبب ساز زوال يا نقصان ميل جنسي خواهد شد



جواد ذاکري ::: يکشنبه 22/2/1387::: ساعت 4:45 عصر

ميل جنسي عبارت از آرزوي نوازش، تماس نزديک و بالاخره انجام اعمال جنسي با جنس مخالف است.


 


ميل جنسي بطور طبيعي در هر کسي از زمان تولد وجود دارد و در تمام مدت زندگي ادامه پيدا مي کند. اگر به خوبي کنترل گردد و عاقلانه اداره شود وضع طبيعي آن ادامه پيدا مي کند اما اگر پيشرفت آن در يکي از مراحل متوقف بماند، نقائص جسمي يا روحي توليد مي کند. عدم موازنه و اداره غلط ميل جنسي، روح و جسم را مستعد برو اختلالات و انراض کوناگوني مي سازد، هر عضوي بايد نه بيشتر و نه کمتر از حدي که لازم است تحيک شود. درجه قوت ميل جنسي در اشخاص مختلف فوق مي کند. در بعضيها به قدري قويست که مايه تحريک دائمي مي شود و در بعضي نيز به اندازه اي ضعيف است ک هيچگونه هيجاني احساس نمي کند.اهميت ميل جنسي و رابطه آنرا با ساير عناصر تشکيل دهنده قدرت جنسي، مي توان با تشريح مکانيسم روابط جنسي در مراحل مختلف آن نشان داد براي امکان داشتن رابطه جنسي پيش از هر چيز بايد ميل و خواهش جنسي وجود داشته باشد. وجود اين ميل وابسته به عوامل مختلفي است. مثلا اگر غدد توليد کننده ترشحات داخلي خوب کار نکنند، مرکز ميل جنسي در مغز نيز وظيفه خود را انجام نمي دهد و يا اعضاء تناسلي به تحريک اين مرکز عصبي جوابي نمي دهد.


يک مرکز مغزي سالم و طبيعي، بر اثر احساسهاي مختلف و يا بوسيله سيستم اعصاب سمپاتيک، تحريک مي شود و به اين ترتيب ميل جنسي را بيدار مي سازد. ديدن يک زن، خواندن يک نوشته شهوت انگيز، ديدن يک نمايش و يا فيلم تحريک کنندهف دست زدن به بدن يک زن، تماس و معاشقه، تخيل، پر شدن کيسه هاي مني، پر شدن لوله هاي بيضه، پر شدن غده پروستات از خون يا خراشيده شدن آن، پر شدن مثانهف همه اينها مرکز عصبي مغز رابه فعاليت مي اندازند و هوس و ميل جنسي توليد مي کنند.
اين تحريک از مرکز مغزي، به مرکز تحريکي که در زير آلات جنسي قرار دارد منتقل مي شود. اين مرکز نيز همان تحريک را به رگهاي بزرگي که به آلت تناسلي مي رود و با نساج عضله اي آلت مي فرستد. در حالت آرامش رگها منقبض مي شود و نسوج اسفنجي را از خون خالي مي کند.


  تحريکاتي که از مرکز تحريک مي آيد رگها را گشاد و پر از خون مي کند. همين تحريکات، عضلات قضيب را هم مي کشد و باعث مي شود که انساج اسفنجي از خون پر شوند. در اين اثناء عضلات اطراف قضيب نيز منبسط مي شوند و رگها را تحت فشار مي گذارند و خوني را که به انساج پر مي شود بيشتر مي سازد و اين فصل و انفعالات باعث مي شود که قضيب تغيير حالت داده بزرگ و سخت شود. در عين حال، بيضه ها به طرف شکم کشيده مي شود.
پر شدن قضيب از خون باعث مي شود که غدد مجراي ادرار شروع به ترشح کند. اين ترشحات به سلولهاي تخم کمک مي کند که بطور زنده بيرون بيايند.


  پس از اينکه قضيب وارد آلت زن مي شود، تحريکي که بر اثر تماس با جدارهاي آلت زن در آن توليد مي شود دوباره به مرکز تحريک منتقل مي گردد. در عين حال از مغز و کيسه هاي مني نيز تحريکاتي به آنجا مي آيد.وقتي که مرکز تحريک، از اين تحريکات پر شد، تا رسيدن لحظه مناسب آنها را در خود نگاه مي دارد و بعد به مرکز انزال مي فرستد.
در اين اثناء سلولهاي تخم نيز از بيضه ها بيرون مي آيند. و بوسيله «داس دفرنس» به انساج انزال مي آيند و در آنجا با ترشحي که از کيسه مني مي آيد مخلوط مي شوند، اين ترشح مخلوط، از انساج انزال به مجراي ادرار وارد مي شوند و در آنجا با ترشحي که از غده پروستات مي آيد آميخته مي شود اين نخستين مرحله انزال است و با شروع اين مرحله، اورگاسم نيز شروع مي شود. سپس اورگاسم چند ثانيه ديگر ادامه پيدا مي کند و با بيرون آمدن مني از قضيب پايان مي يابد.


   پس بايد اين موضوع را در نظر بگيريم که براي يک رابطه جنسي کامل بايد هيچيک از تحريکاتي که بمرکز تحريک مي رسند ناقص نباشد و براي اين کار، بايد بين تمام عناصر بوجودآورنده رابطه جنسي بايد همکاري نزديک وجود داشته باشد و مدت ادامه يافتن اين فعاليت و همکاري، اهميت زيادي دارد. براي اينکه هم تحريک تا درجه اي برسد که قضيب موفق به انجام عمل جنسي گردد و هم عضلات و غده هاي مختلف بتوانند وظيفه خودشان را به خوبي انجام دهند، بايد روح و جسم به قدر کافي تحت کنترل قرار گيرد.
قدرت جنسي در عين حال به وضع عصبي و روحي محکم و ثابت و به اعضاء سالم و غده هاي منظم و فعال وابسته است، حتي فقط وجود اختلالات در غده ها کافي است که توليد ناتواني جنسي نمايد


 



جواد ذاکري ::: يکشنبه 22/2/1387::: ساعت 4:44 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 4
بازديد ديروز: 16
کل بازديد :1467

>> درباره خودم <<
1000AMOZESH
جواد ذاکري[34]
با سلام خدمت همه دوستان عزيز اين وبلاگ با هدف آموزش و رفع نيازهاي آموزشي شما عزيزان طراحي شده است اميدوارم شما عزيزان هم با درج نظرات ما را در جهت بهبود سازي اين وبلاگ ياري فرمائيد.

>>آرشيو شده ها<<

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<


>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<